اتحاد و تفرقه - حاجي بازاري


نويسنده : حاجي بازاري
+ جنگ تموم شده؟!

هوالعالم
به ياد او نوشتن شايد کار رو آسون تر کنه، کلي با خودم کلنجار رفتم که آخرش چي؟ بنويسم يا نه!؟
نخاستم بيام بگم که حس مسئوليت و دين مداري_نداري_ و ازين چيزايي که خوردن و بردن از آغوش دين و خدا و پيغمبره نوعاً،باعث شده تا بيام و اين چن خط در وصف کسادي وضعيت نابهنجار و راکد خدا داري و مخلص بازي و ...گفته باشم
خير،اومدم  که گفته باشم ،تا بعد ها در تاريخ محکوم به سکوت نشم
موضوع رو ميخاستم  به بررسي کم و کيف سالي که گذشت قرار بدم و اين که امسال نهايتا چه خبرايي خواهد شد و دوباره ميشه،نقطه سر خط.


اما چن نکته بود که راستش هر چي تجزيه و تحليل کردم ،نتونستم به يه نتيجه خوب برسونم و نهايتا دست ياري شما بزرگوارن را خواهم فشرد درين راه
دعا کنيد که خيلي ازون چيزايي که اتفاق افتاده رو کسي براتون نگه ،يعني خداييش به خاطر ولايت هم که شده بايد خيلي جاها دندون رو جيگر گذاشت و گذشت،حتي همين نوشته به ظاهر تهديد آميز هم کار درستي نبوده ؟!
بسنده ميکنم به نتايج و گفتاري اندک در تبيين موضوعات:
آقايون و خواهر هاي محترمه ،جسارتا خوردن به نام دين ممنوع
بخوريد،نوش جونتون!


ادامه مطلب...


نوشته شده در دوشنبه 13/1/1386 ساعت ساعت 2:28 صبح
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[7/4/1387- 8:47 ع] آزمايش بسي سخت است
[25/1/1387- 5:0 ع] رهپويان راه يافتند
[23/1/1387- 9:48 ع] آخرين گلوله صياد
[آرشيو شده ها]